متن کامل غزل شمارهٔ ۸۳
- گر ز دستِ زلفِ مُشکینت خطایی رفت رفت ور ز هندویِ شما بر ما جفایی رفت رفت
- برقِ عشق ار خرمنِ پشمینه پوشی سوخت سوخت جورِ شاه کامران گر بر گدایی رفت رفت
- در طریقت رنجشِ خاطر نباشد می بیار هر کدورت را که بینی چون صفایی رفت رفت
- عشقبازی را تحمل باید ای دل، پای دار گر ملالی بود بود و گر خطایی رفت رفت
- گر دلی از غمزهٔ دلدار باری برد برد ور میان جان و جانان ماجرایی رفت رفت
- از سخن چینان ملالتها پدید آمد ولی گر میانِ همنشینان ناسزایی رفت رفت
- عیبِ حافظ گو مکن واعظ که رفت از خانقاه پای آزادی چه بندی؟ گر به جایی رفت رفت
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولگر ز دستِ زلفِ مُشکینت خطایی رفت رفت
ور ز هندویِ شما بر ما جفایی رفت رفت
مقطع؛ بیت پایانیعیبِ حافظ گو مکن واعظ که رفت از خانقاه
پای آزادی چه بندی؟ گر به جایی رفت رفت
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۷
- مصراع
- ۱۴
- واژه
- ۱۱۴
- واژه یکتا
- ۷۸
- نویسه بدون فاصله
- ۳۸۳
- بلندترین مصراع
- ۳۹ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
واعظ (۱)، خانقاه (۱)
عشق (۱)، جانان (۱)
شاه (۱)
واژهنامه همین غزل
- خانقاه
- محل گردهمایی و اقامت صوفیان.
- واعظ
- سخنران و پنددهنده دینی.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۸۳ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.