رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره ۸۴ حافظ

ساقی بیار باده که ماهِ صیام رفت

متن کامل غزل شمارهٔ ۸۴

۹ بیت · منبع نسخه دیجیتال: گنجور

غزل شمارهٔ ۸۴

نسخه گنجور
  1. ساقی بیار باده که ماهِ صیام رفت دَردِه قدح که موسمِ ناموس و نام رفت
  2. وقتِ عزیز رفت بیا تا قضا کنیم عمری که بی حضور صُراحی و جام رفت
  3. مستم کن آن چنان که ندانم ز بی‌خودی در عرصهٔ خیال که آمد، کدام رفت
  4. بر بوی آن که جرعهٔ جامت به ما رسد در مَصطَبِه دعایِ تو هر صبح و شام رفت
  5. دل را که مرده بود حیاتی به جان رسید تا بویی از نسیمِ می‌اش در مشام رفت
  6. زاهد غرور داشت، سلامت نبرد راه رند از رهِ نیاز به دارالسلام رفت
  7. نقدِ دلی که بود مرا صرف باده شد قلبِ سیاه بود از آن در حرام رفت
  8. در تابِ توبه چند توان سوخت همچو عود؟ می ده که عمر در سرِ سودای خام رفت
  9. دیگر مکن نصیحتِ حافظ که ره نیافت گمگشته‌ای که بادهٔ نابش به کام رفت

مطلع و مقطع غزل

مطلع؛ بیت اول

ساقی بیار باده که ماهِ صیام رفت
دَردِه قدح که موسمِ ناموس و نام رفت

مقطع؛ بیت پایانی

دیگر مکن نصیحتِ حافظ که ره نیافت
گمگشته‌ای که بادهٔ نابش به کام رفت

آمار دقیق همین متن

این عددها از متن بالا محاسبه شده‌اند؛ نشانه‌گذاری و فاصله‌ها در شمارش واژه‌ها یکدست شده‌اند.

بیت
۹
مصراع
۱۸
واژه
۱۴۳
واژه یکتا
۱۰۱
نویسه بدون فاصله
۴۴۱
بلندترین مصراع
۳۷ نویسه

واژه‌های برجسته در همین غزل

گروه‌ها فقط با تطبیق مستقیم واژه‌ها ساخته شده‌اند. حضور یک واژه، به‌تنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمی‌کند.

باده و بزم

باده (۳)، ساقی (۱)، جام (۱)

صبح و شب

صبح (۱)، شام (۱)

باد و صبا

نسیم (۱)

راه و سفر

راه (۱)

زهد و خانقاه

زاهد (۱)

واژه‌نامه همین غزل

ساقی
جام‌گردان و کسی که نوشیدنی در مجلس می‌گرداند.
رند
در زبان کلاسیک، آزاداندیشی که به ظاهر‌سازی اعتنا ندارد.
زاهد
کسی که از لذت‌های دنیوی پرهیز می‌کند.

منبع متن

متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۸۴ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.

پیشخوانک