متن کامل غزل شمارهٔ ۵۱
- لَعْلِ سیرابِ بهخونتشنه، لَبِ یارِ من است وَز پیِ دیدنِ او، دادنِ جان، کارِ من است
- شَرْم از آن چَشْمِ سیَه بادَش و مُژْگانِ دِراز هرکه دِلبُرْدَنِ او دید و در اِنْکارِ من است
- ساروان، رَخت به دَروازه مَبَر، کان سرِ کو شاهراهیست که مَنْزِلْگَهِ دِلْدارِ من است
- بَندهیِ طالعِ خویشم که در این قَحْطِ وَفا عِشْقِ آن لولیِ سَرمَسْت، خَریدارِ من است
- طَبْلِهیِ عِطْرِ گُل و زُلْفِ عَبیراَفْشانَش فِیْضِ یک شِمِّه ز بویِ خوشِ عَطّارِ من است
- باغْبان، همچو نسیمم ز دَرِ خویش مَران! کآبِ گُلزارِ تو از اَشْکِ چو گُلنارِ من است
- شَرْبَتِ قَنْد و گُلاب از لَبِ یارَم فَرمود نَرْگِسِ او که طَبیبِ دِلِ بیمارِ من است
- آنکه در طَرْزِ غزل، نُکته به «حافِظ» آموخت یارِ شیرینسُخَنِ نادرهگُفتارِ من است
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اوللَعْلِ سیرابِ بهخونتشنه، لَبِ یارِ من است
وَز پیِ دیدنِ او، دادنِ جان، کارِ من است
مقطع؛ بیت پایانیآنکه در طَرْزِ غزل، نُکته به «حافِظ» آموخت
یارِ شیرینسُخَنِ نادرهگُفتارِ من است
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۸
- مصراع
- ۱۶
- واژه
- ۱۳۲
- واژه یکتا
- ۹۴
- نویسه بدون فاصله
- ۴۱۶
- بلندترین مصراع
- ۴۶ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
عشق (۱)، یار (۲)
چشم (۱)، اشک (۱)، مژگان (۱)
گل (۱)، نرگس (۱)
منزلگه (۱)
واژهنامه همین غزل
در این غزل واژهای از واژهنامه محدود صفحه پیدا نشد.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۵۱ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.