متن کامل غزل شمارهٔ ۴۴۹
- ای که مهجوری عشاق روا میداری عاشقان را ز بر خویش جدا میداری
- تشنهٔ بادیه را هم به زلالی دریاب به امیدی که در این ره به خدا میداری
- دل ببردی و بحل کردمت ای جان لیکن به از این دار نگاهش که مرا میداری
- ساغر ما که حریفان دگر مینوشند ما تحمل نکنیم ار تو روا میداری
- ای مگس حضرت سیمرغ نه جولانگه توست عرض خود میبری و زحمت ما میداری
- تو به تقصیر خود افتادی از این در محروم از که مینالی و فریاد چرا میداری؟
- حافظ از پادشهان پایه به خدمت طلبند سعی نابرده چه امید عطا میداری؟
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولای که مهجوری عشاق روا میداری
عاشقان را ز بر خویش جدا میداری
مقطع؛ بیت پایانیحافظ از پادشهان پایه به خدمت طلبند
سعی نابرده چه امید عطا میداری؟
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۷
- مصراع
- ۱۴
- واژه
- ۱۱۲
- واژه یکتا
- ۷۰
- نویسه بدون فاصله
- ۳۵۶
- بلندترین مصراع
- ۳۸ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
ساغر (۱)
خدا (۱)
واژهنامه همین غزل
- ساغر
- جام شراب.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۴۴۹ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.