رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره ۴۴۸ حافظ

ای که در کوی خرابات مقامی داری

متن کامل غزل شمارهٔ ۴۴۸

۸ بیت · منبع نسخه دیجیتال: گنجور

غزل شمارهٔ ۴۴۸

نسخه گنجور
  1. ای که در کوی خرابات مقامی داری جم وقت خودی ار دست به جامی داری
  2. ای که با زلف و رخِ یار گذاری شب و روز فرصتت باد که خوش صبحی و شامی داری
  3. ای صبا! سوختگان بر سر ره منتظرند گر از آن یار سفرکرده پیامی داری
  4. خال سرسبز تو خوش دانهٔ عیشی‌ست ولی بر کنار چمنش وه که چه دامی داری
  5. بوی جان از لب خندان قدح می‌شنوم بشنو ای خواجه اگر زان که مشامی داری
  6. چون به هنگام وفا هیچ ثباتیت نبود می‌کنم شکر که بر جور دوامی داری
  7. نام نیک ار طلبد از تو غریبی چه شود؟ تویی امروز در این شهر که نامی داری
  8. بس دعای سحرت مونس جان خواهد بود تو که چون حافظ شب‌خیز غلامی داری

مطلع و مقطع غزل

مطلع؛ بیت اول

ای که در کوی خرابات مقامی داری
جم وقت خودی ار دست به جامی داری

مقطع؛ بیت پایانی

بس دعای سحرت مونس جان خواهد بود
تو که چون حافظ شب‌خیز غلامی داری

آمار دقیق همین متن

این عددها از متن بالا محاسبه شده‌اند؛ نشانه‌گذاری و فاصله‌ها در شمارش واژه‌ها یکدست شده‌اند.

بیت
۸
مصراع
۱۶
واژه
۱۲۷
واژه یکتا
۹۱
نویسه بدون فاصله
۴۰۵
بلندترین مصراع
۳۷ نویسه

واژه‌های برجسته در همین غزل

گروه‌ها فقط با تطبیق مستقیم واژه‌ها ساخته شده‌اند. حضور یک واژه، به‌تنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمی‌کند.

باد و صبا

باد (۱)، صبا (۱)

صبح و شب

شب (۲)

عشق و یار

یار (۲)

واژه‌نامه همین غزل

صبا
باد ملایم و خوش صبحگاهی.
خرابات
در کاربرد لغوی، میخانه؛ واژه‌ای پرتکرار در شعر عرفانی.
کوی
محله، گذر یا جایگاه اقامت.

منبع متن

متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۴۴۸ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.

پیشخوانک