متن کامل غزل شمارهٔ ۴۸۱
- بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی
- آخرالامر گِل کوزهگران خواهی شد حالیا فکر سبو کن که پر از باده کنی
- گر از آن آدمیانی که بهشتت هوس است عیش با آدمییی چند پریزاده کنی
- تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی
- اجرها باشدت ای خسرو شیریندهنان گر نگاهی سوی فرهاد دلافتاده کنی
- خاطرت کی رقم فیض پذیرد، هیهات! مگر از نقش پراگنده ورق ساده کنی
- کار خود گر به کرم بازگذاری حافظ ای بسا عیش که با بخت خداداده کنی
- ای صبا بندگی خواجه جلالالدین کن که جهان پُر سمن و سوسنِ آزاده کنی
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولبشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی
خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی
مقطع؛ بیت پایانیای صبا بندگی خواجه جلالالدین کن
که جهان پُر سمن و سوسنِ آزاده کنی
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۸
- مصراع
- ۱۶
- واژه
- ۱۱۸
- واژه یکتا
- ۹۱
- نویسه بدون فاصله
- ۴۰۷
- بلندترین مصراع
- ۳۸ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
باده (۱)، سبو (۱)
صبا (۱)
خسرو (۱)
گل (۱)
واژهنامه همین غزل
- صبا
- باد ملایم و خوش صبحگاهی.
- سبو
- کوزه سفالی آب یا شراب.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۴۸۱ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.