متن کامل غزل شمارهٔ ۴۸۲
- ای دل! به کوی عشق گذاری نمیکنی اسباب جمع داری و کاری نمیکنی
- چوگان حکم در کف و گویی نمیزنی بازِ ظفر به دست و شکاری نمیکنی
- این خون که موج میزند اندر جگر تو را در کار رنگ و بویِ نگاری نمیکنی
- مشکین از آن نشد دمِ خُلقت که چون صبا بر خاک کوی دوست گذاری نمیکنی
- ترسم کز این چمن نبری آستینِ گل کز گلشنش تحملِ خاری نمیکنی
- در آستینِ جان تو صد نافه مدرج است وآن را فدای طرهٔ یاری نمیکنی
- ساغر لطیف و دلکش و مِی، افکنی به خاک واندیشه از بلای خماری نمیکنی
- حافظ برو که بندگیِ پادشاهِ وقت گر جمله میکنند، تو باری نمیکنی
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولای دل! به کوی عشق گذاری نمیکنی
اسباب جمع داری و کاری نمیکنی
مقطع؛ بیت پایانیحافظ برو که بندگیِ پادشاهِ وقت
گر جمله میکنند، تو باری نمیکنی
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۸
- مصراع
- ۱۶
- واژه
- ۱۲۲
- واژه یکتا
- ۸۲
- نویسه بدون فاصله
- ۳۷۹
- بلندترین مصراع
- ۳۶ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
گل (۱)، چمن (۱)
صبا (۱)
ساغر (۱)
پادشاه (۱)
عشق (۱)
واژهنامه همین غزل
- صبا
- باد ملایم و خوش صبحگاهی.
- نافه
- کیسه کوچک مشک آهوی ختن؛ کنایه واژهایِ رایج برای بوی خوش.
- طره
- دسته موی آویخته بر پیشانی یا کنار چهره.
- ساغر
- جام شراب.
- کوی (۲ بار)
- محله، گذر یا جایگاه اقامت.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۴۸۲ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.