رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره ۴۷۹ حافظ

صبح است و ژاله می‌چکد از ابر بهمنی

متن کامل غزل شمارهٔ ۴۷۹

۶ بیت · منبع نسخه دیجیتال: گنجور

غزل شمارهٔ ۴۷۹

نسخه گنجور
  1. صبح است و ژاله می‌چکد از ابر بهمنی برگ صبوح ساز و بده جام یک منی
  2. در بحر مایی و منی افتاده‌ام، بیار می تا خلاص بخشدم از مایی و منی
  3. خونِ پیاله خور که حلال است خون او در کار یار باش که کاری‌ست کردنی
  4. ساقی به دست باش که غم در کمین ماست مطرب نگاه دار همین ره که می‌زنی
  5. مِی ده که سر به گوش من آورد چنگ و گفت «خوش بگذران و بشنو از این پیرِ منحنی»
  6. ساقی به بی‌نیازی رندان که می بده تا بشنوی ز صوت مغنی «هو الغنی»

مطلع و مقطع غزل

مطلع؛ بیت اول

صبح است و ژاله می‌چکد از ابر بهمنی
برگ صبوح ساز و بده جام یک منی

مقطع؛ بیت پایانی

ساقی به بی‌نیازی رندان که می بده
تا بشنوی ز صوت مغنی «هو الغنی»

آمار دقیق همین متن

این عددها از متن بالا محاسبه شده‌اند؛ نشانه‌گذاری و فاصله‌ها در شمارش واژه‌ها یکدست شده‌اند.

بیت
۶
مصراع
۱۲
واژه
۱۰۰
واژه یکتا
۷۱
نویسه بدون فاصله
۲۹۵
بلندترین مصراع
۳۷ نویسه

واژه‌های برجسته در همین غزل

گروه‌ها فقط با تطبیق مستقیم واژه‌ها ساخته شده‌اند. حضور یک واژه، به‌تنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمی‌کند.

باده و بزم

ساقی (۲)، جام (۱)

آواز و ساز

چنگ (۱)، مطرب (۱)

صبح و شب

صبح (۱)

عشق و یار

یار (۱)

واژه‌نامه همین غزل

ساقی (۲ بار)
جام‌گردان و کسی که نوشیدنی در مجلس می‌گرداند.
مطرب
نوازنده یا خواننده مجلس.

منبع متن

متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۴۷۹ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.

پیشخوانک