متن کامل غزل شمارهٔ ۴۶۴
- بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی خوش باش زان که نبود این هر دو را زوالی
- در وهم مینگنجد کاندر تصور عقل آید به هیچ معنی زین خوبتر مثالی
- شد حظ عمر حاصل گر زان که با تو ما را هرگز به عمر روزی روزی شود وصالی
- آن دم که با تو باشم یک سال هست روزی وان دم که بی تو باشم یک لحظه هست سالی
- چون من خیال رویت جانا به خواب بینم کز خواب مینبیند چشمم به جز خیالی
- رحم آر بر دل من کز مهر روی خوبت شد شخص ناتوانم باریک چون هلالی
- حافظ مکن شکایت گر وصل دوست خواهی زین بیشتر بباید بر هجرت احتمالی
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولبگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی
خوش باش زان که نبود این هر دو را زوالی
مقطع؛ بیت پایانیحافظ مکن شکایت گر وصل دوست خواهی
زین بیشتر بباید بر هجرت احتمالی
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۷
- مصراع
- ۱۴
- واژه
- ۱۱۴
- واژه یکتا
- ۸۵
- نویسه بدون فاصله
- ۳۶۱
- بلندترین مصراع
- ۳۸ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
وصل (۱)
عشق (۱)
واژهنامه همین غزل
در این غزل واژهای از واژهنامه محدود صفحه پیدا نشد.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۴۶۴ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.