متن کامل غزل شمارهٔ ۲۹۶
- طالع اگر مدد دهد، دامنَش آوَرَم به کف گر بکِشم زهی طرب، ور بکُشد زهی شرف
- طرْفِ کرَم ز کَس نبست، این دلِ پُر امیدِ من گر چه سخن همی بَرَد، قصهٔ من به هر طرف
- از خَمِ ابرویِ توام، هیچ گشایشی نشد وَه که در این خیالِ کَج، عمرِ عزیز شد تلف
- ابرویِ دوست کِی شود، دستکشِ خیالِ من؟ کس نزدهست از این کمان، تیرِ مراد بر هدف
- چند به ناز پرورم، مِهرِ بُتانِ سنگدل یادِ پدر نمیکنند، این پسرانِ ناخلف
- من به خیالِ زاهدی، گوشهنشین و طُرفه آنک مُغْبَچهای ز هر طرف، میزندم به چنگ و دف
- بیخبرند زاهدان، نقش بخوان و لاتَقُل مستِ ریاست، محتسب، باده بده و لاتَخَف
- صوفی شهر بین که چون، لقمهٔ شُبهه میخورد پاردُمَش دراز باد، آن حَیَوانِ خوش علف
- حافظ اگر قدم زنی، در رَهِ خاندان به صِدق بدرقهٔ رهت شود، همتِ شَحنِهٔ نجف
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولطالع اگر مدد دهد، دامنَش آوَرَم به کف
گر بکِشم زهی طرب، ور بکُشد زهی شرف
مقطع؛ بیت پایانیحافظ اگر قدم زنی، در رَهِ خاندان به صِدق
بدرقهٔ رهت شود، همتِ شَحنِهٔ نجف
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۹
- مصراع
- ۱۸
- واژه
- ۱۵۱
- واژه یکتا
- ۱۲۰
- نویسه بدون فاصله
- ۴۷۱
- بلندترین مصراع
- ۴۳ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
چنگ (۱)، دف (۱)
باده (۱)، خم (۱)
صوفی (۱)، محتسب (۱)
باد (۱)
واژهنامه همین غزل
- محتسب
- مامور نظارت بر نظم عمومی و اجرای احکام اجتماعی در شهرهای قدیم.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۲۹۶ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.