متن کامل غزل شمارهٔ ۴۵۱
- خوش کرد یاوری فلکت روز داوری تا شکر چون کنی و چه شکرانه آوری
- آن کس که اوفتاد خدایش گرفت دست گو بر تو باد تا غم افتادگان خوری
- در کوی عشق شوکت شاهی نمیخرند اقرار بندگی کن و اظهار چاکری
- ساقی به مژدگانی عیش از درم درآی تا یک دم از دلم غم دنیا به در بری
- در شاهراه جاه و بزرگی خطر بسیست آن به کز این گریوه سبکبار بگذری
- سلطان و فکر لشکر و سودای تاج و گنج درویش و امن خاطر و کنج قلندری
- یک حرف صوفیانه بگویم اجازت است؟ ای نور دیده صلح به از جنگ و داوری
- نیل مراد بر حسب فکر و همت است از شاه نذر خیر و ز توفیق یاوری
- حافظ غبار فقر و قناعت ز رخ مشوی کاین خاک بهتر از عمل کیمیاگری
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولخوش کرد یاوری فلکت روز داوری
تا شکر چون کنی و چه شکرانه آوری
مقطع؛ بیت پایانیحافظ غبار فقر و قناعت ز رخ مشوی
کاین خاک بهتر از عمل کیمیاگری
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۹
- مصراع
- ۱۸
- واژه
- ۱۳۷
- واژه یکتا
- ۱۰۵
- نویسه بدون فاصله
- ۴۳۳
- بلندترین مصراع
- ۳۴ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
شاه (۲)، سلطان (۱)، تاج (۱)
باد (۱)
ساقی (۱)
راه (۱)
عشق (۱)
دیده (۱)
واژهنامه همین غزل
- ساقی
- جامگردان و کسی که نوشیدنی در مجلس میگرداند.
- کوی
- محله، گذر یا جایگاه اقامت.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۴۵۱ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.