متن کامل غزل شمارهٔ ۲۰
- روزه یکسو شد و عید آمد و دلها برخاست می ز خُمخانه بهجوش آمد و می باید خواست
- نوبهٔ زهدفروشانِ گرانجان بگذشت وقتِ رندی و طرب کردنِ رندان پیداست
- چه ملامت بُوَد آن را که چنین باده خورَد؟ این چه عیب است بدین بیخردی؟ وین چه خطاست؟
- بادهنوشی که در او روی و ریایی نَبُوَد بهتر از زهدفروشی که در او روی و ریاست
- ما نه رندانِ ریاییم و حریفانِ نفاق آنکه او عالِم سِرّ است، بدین حال گواست
- فرضِ ایزد بگزاریم و به کس بد نکنیم وان چه گویند روا نیست، نگوییم رواست
- چه شود گر من و تو چند قدح باده خوریم؟ باده از خونِ رزان است، نه از خون شماست
- این چه عیب است کز آن عیب، خلل خواهد بود؟ ور بُوَد نیز چه شد؟ مردم بیعیب کجاست؟
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولروزه یکسو شد و عید آمد و دلها برخاست
می ز خُمخانه بهجوش آمد و می باید خواست
مقطع؛ بیت پایانیاین چه عیب است کز آن عیب، خلل خواهد بود؟
ور بُوَد نیز چه شد؟ مردم بیعیب کجاست؟
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۸
- مصراع
- ۱۶
- واژه
- ۱۴۰
- واژه یکتا
- ۹۴
- نویسه بدون فاصله
- ۴۴۰
- بلندترین مصراع
- ۴۲ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
باده (۴)، خم (۱)
واژهنامه همین غزل
در این غزل واژهای از واژهنامه محدود صفحه پیدا نشد.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۲۰ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.