متن کامل غزل شمارهٔ ۲۱
- دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست گفت با ما منشین، کز تو سلامت برخاست
- که شنیدی که در این بزم، دمی خوش بنشست؟ که نه در آخرِ صحبت به ندامت برخاست
- شمع اگر زان لبِ خندان به زبان، لافی زد پیشِ عشاقِ تو شبها به غَرامت برخاست
- در چمن، بادِ بهاری ز کنار گل و سرو به هواداریِ آن عارض و قامت برخاست
- مست بگذشتی و از خلوتیانِ ملکوت به تماشایِ تو آشوبِ قیامت برخاست
- پیشِ رفتار تو پا برنگرفت از خِجلت سروِ سرکش که به ناز از قد و قامت برخاست
- حافظ این خرقه بینداز مگر جان ببری کآتش از خرقهٔ سالوس و کرامت برخاست
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولدل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست
گفت با ما منشین، کز تو سلامت برخاست
مقطع؛ بیت پایانیحافظ این خرقه بینداز مگر جان ببری
کآتش از خرقهٔ سالوس و کرامت برخاست
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۷
- مصراع
- ۱۴
- واژه
- ۱۱۰
- واژه یکتا
- ۷۵
- نویسه بدون فاصله
- ۳۶۹
- بلندترین مصراع
- ۳۹ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
گل (۱)، چمن (۱)، سرو (۲)
خرقه (۲)
باد (۱)
شب (۱)
دلبر (۱)
واژهنامه همین غزل
- خرقه (۲ بار)
- جامه پشمین یا لباس ویژه صوفیان.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۲۱ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.