متن کامل غزل شمارهٔ ۲۲
- چو بشنوی سخنِ اهلِ دل، مگو که خطاست سخنشناس نهای، جان من! خطا این جاست
- سرم به دنیی و عقبی فرو نمیآید تبارک الله ازین فتنهها که در سرِ ماست
- در اندرونِ منِ خستهدل ندانم کیست! که من خموشم و او در فغان و در غوغاست
- دلم ز پرده برون شد، کجایی ای مطرب؟ بنال، هان که از این پرده، کارِ ما به نواست
- مرا به کارِ جهان هرگز التفات نبود رخِ تو در نظرِ من چنین خوشش آراست
- نخفتهام ز خیالی که میپزد دلِ من خمارِ صد شبه دارم شرابخانه کجاست؟
- چنین که صومعه آلوده شد ز خونِ دلم گَرَم به باده بشویید، حق به دستِ شماست
- از آن به دیرِ مغانم عزیز میدارند که آتشی که نمیرد، همیشه در دلِ ماست
- چه ساز بود که در پرده میزد آن مطرب که رفت عمر و هنوزم دماغ پُر ز هواست
- ندای عشق تو دیشب در اندرون دادند فضایِ سینهٔ حافظ هنوز پر ز صداست
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولچو بشنوی سخنِ اهلِ دل، مگو که خطاست
سخنشناس نهای، جان من! خطا این جاست
مقطع؛ بیت پایانیندای عشق تو دیشب در اندرون دادند
فضایِ سینهٔ حافظ هنوز پر ز صداست
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۱۰
- مصراع
- ۲۰
- واژه
- ۱۶۵
- واژه یکتا
- ۱۱۲
- نویسه بدون فاصله
- ۵۱۵
- بلندترین مصراع
- ۴۲ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
مطرب (۲)
باده (۱)، شراب (۱)
عشق (۱)
واژهنامه همین غزل
- دیر
- صومعه و عبادتگاه راهبان.
- مطرب (۲ بار)
- نوازنده یا خواننده مجلس.
- خمار
- حالت پس از مستی یا نیاز به نوشیدن دوباره.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۲۲ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.