متن کامل غزل شمارهٔ ۴۰۵
- به جان پیر خرابات و حق صحبت او که نیست در سر من جز هوای خدمت او
- بهشت اگر چه نه جای گناهکاران است بیار باده که مستظهرم به همت او
- چراغ صاعقه آن سحاب روشن باد که زد به خرمن ما آتش محبت او
- بر آستانه میخانه گر سری بینی مزن به پای که معلوم نیست نیت او
- بیا که دوش به مستی سروش عالم غیب نوید داد که عام است فیض رحمت او
- مکن به چشم حقارت نگاه در من مست که نیست معصیت و زهد بی مشیت او
- نمیکند دل من میل زهد و توبه ولی به نام خواجه بکوشیم و فر دولت او
- مدام خرقه حافظ به باده در گرو است مگر ز خاک خرابات بود فطرت او
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولبه جان پیر خرابات و حق صحبت او
که نیست در سر من جز هوای خدمت او
مقطع؛ بیت پایانیمدام خرقه حافظ به باده در گرو است
مگر ز خاک خرابات بود فطرت او
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۸
- مصراع
- ۱۶
- واژه
- ۱۲۳
- واژه یکتا
- ۸۸
- نویسه بدون فاصله
- ۳۸۰
- بلندترین مصراع
- ۳۳ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
باده (۲)، میخانه (۱)
زهد (۲)، خرقه (۱)
باد (۱)
چشم (۱)
واژهنامه همین غزل
- خرقه
- جامه پشمین یا لباس ویژه صوفیان.
- میخانه
- جای نوشیدن یا فروش شراب در کاربرد لغوی.
- خرابات (۲ بار)
- در کاربرد لغوی، میخانه؛ واژهای پرتکرار در شعر عرفانی.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۴۰۵ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.