متن کامل غزل شمارهٔ ۴۰۶
- گفتا برون شدی به تماشای ماهِ نو از ماهِ ابروانِ مَنت شرم باد رو
- عمریست تا دلت ز اسیرانِ زلفِ ماست غافل ز حفظِ جانبِ یارانِ خود مشو
- مَفروش عطرِ عقل به هِندوی زلفِ ما کانجا هزار نافهٔ مُشکین به نیمجو
- تخمِ وفا و مهر در این کهنه کشتهزار آنگه عیان شود که بود موسمِ درو
- ساقی بیار باده که رمزی بگویمت از سرِّ اخترانِ کهنسیر و ماهِ نو
- شکلِ هلالِ هر سرِ مه میدهد نشان از افسرِ سیامک و ترکِ کلاهِ زو
- حافظ جنابِ پیرِ مغان مأمنِ وفاست درسِ حدیثِ عشق بر او خوان و زو شنو
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولگفتا برون شدی به تماشای ماهِ نو
از ماهِ ابروانِ مَنت شرم باد رو
مقطع؛ بیت پایانیحافظ جنابِ پیرِ مغان مأمنِ وفاست
درسِ حدیثِ عشق بر او خوان و زو شنو
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۷
- مصراع
- ۱۴
- واژه
- ۱۰۵
- واژه یکتا
- ۹۰
- نویسه بدون فاصله
- ۳۲۸
- بلندترین مصراع
- ۳۵ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
باده (۱)، ساقی (۱)
باد (۱)
عشق (۱)
واژهنامه همین غزل
- پیر مغان
- پیر و پیشوای مغان؛ ترکیبی رایج در زبان غزل حافظ.
- ساقی
- جامگردان و کسی که نوشیدنی در مجلس میگرداند.
- نافه
- کیسه کوچک مشک آهوی ختن؛ کنایه واژهایِ رایج برای بوی خوش.
- مغان
- جمع مغ؛ روحانیان آیین زرتشتی در کاربرد تاریخی واژه.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۴۰۶ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.