متن کامل غزل شمارهٔ ۳۸۰
- بارها گفتهام و بار دگر میگویم که من دلشده این ره، نه به خود میپویم
- در پس آینه طوطیصفتم داشتهاند آن چه استاد ازل گفت بگو، میگویم
- من اگر خارم و گر گل چمنآرایی هست که از آن دست که او میکِشدم، میرویم
- دوستان! عیب من بیدل حیران مکنید گوهری دارم و صاحب نظری میجویم
- گر چه با دلق ملمع، مِیِ گلگون عیب است مکنم عیب کَزو رنگِ ریا میشویم
- خنده و گریه عشاق ز جایی دگر است میسرایم به شب و وقت سحر میمویم
- حافظم گفت که «خاک در میخانه مبوی» گو «مکن عیب که من مشک ختن میبویم»
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولبارها گفتهام و بار دگر میگویم
که من دلشده این ره، نه به خود میپویم
مقطع؛ بیت پایانیحافظم گفت که «خاک در میخانه مبوی»
گو «مکن عیب که من مشک ختن میبویم»
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۷
- مصراع
- ۱۴
- واژه
- ۱۱۶
- واژه یکتا
- ۸۲
- نویسه بدون فاصله
- ۳۴۳
- بلندترین مصراع
- ۳۸ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
سحر (۱)، شب (۱)
گل (۱)، چمن (۱)
میخانه (۱)
ریا (۱)
واژهنامه همین غزل
- میخانه
- جای نوشیدن یا فروش شراب در کاربرد لغوی.
- دلق
- جامه وصلهدار درویشان.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۳۸۰ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.