متن کامل غزل شمارهٔ ۳۵۸
- غمِ زمانه که هیچش کَران نمیبینم دَواش جز مِیِ چون ارغوان نمیبینم
- به تَرک خدمتِ پیرِ مُغان نخواهم گفت چرا که مصلحتِ خود در آن نمیبینم
- ز آفتابِ قَدَح ارتفاعِ عیش بگیر چرا که طالعِ وقت آن چُنان نمیبینم
- نشانِ اهل خدا عاشقیست، با خود دار که در مشایخِ شهر این نشان نمیبینم
- بدین دو دیدهٔ حیران من هزار افسوس که با دو آینه رویش عیان نمیبینم
- قدِ تو تا بِشُد از جویبارِ دیدهٔ من به جایِ سرو جز آبِ روان نمیبینم
- در این خُمار کَسَم جرعهای نمیبخشد ببین که اهل دلی در میان نمیبینم
- نشانِ مویِ میانش که دل در او بستم ز من مَپرس که خود در میان نمیبینم
- من و سفینهٔ حافظ که جز در این دریا بضاعت سخن دُرفشان نمیبینم
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولغمِ زمانه که هیچش کَران نمیبینم
دَواش جز مِیِ چون ارغوان نمیبینم
مقطع؛ بیت پایانیمن و سفینهٔ حافظ که جز در این دریا
بضاعت سخن دُرفشان نمیبینم
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۹
- مصراع
- ۱۸
- واژه
- ۱۳۶
- واژه یکتا
- ۸۳
- نویسه بدون فاصله
- ۴۳۷
- بلندترین مصراع
- ۳۵ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
دیده (۲)
خدا (۱)
سرو (۱)
واژهنامه همین غزل
- پیر مغان
- پیر و پیشوای مغان؛ ترکیبی رایج در زبان غزل حافظ.
- مغان
- جمع مغ؛ روحانیان آیین زرتشتی در کاربرد تاریخی واژه.
- خمار
- حالت پس از مستی یا نیاز به نوشیدن دوباره.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۳۵۸ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.