متن کامل غزل شمارهٔ ۴۱۳
- خط عذار یار که بگرفت ماه از او خوش حلقهایست لیک به دَر نیست راه از او
- ابروی دوست گوشهٔ محراب دولت است آن جا بمال چهره و حاجت بخواه از او
- ای جرعهنوش مجلس جم! سینه پاک دار کآیینهایست جام جهانبین که آه از او
- کردار اهل صومعهام کرد مِیپرست این دود بین که نامهٔ من شد سیاه از او
- سلطان غم هر آن چه تواند بگو بکن من بُردهام به بادهفروشان پناه از او
- ساقی چراغ می به ره آفتاب دار گو بر فروز مشعلهٔ صبحگاه از او
- آبی به روزنامهٔ اعمال ما فشان باشد توان سترد حروف گناه از او
- حافظ که ساز مطرب عشاق ساز کرد خالی مباد عرصهٔ این بزمگاه از او
- آیا در این خیال که دارد گدای شهر روزی بود که یاد کند پادشاه از او؟
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولخط عذار یار که بگرفت ماه از او
خوش حلقهایست لیک به دَر نیست راه از او
مقطع؛ بیت پایانیآیا در این خیال که دارد گدای شهر
روزی بود که یاد کند پادشاه از او؟
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۹
- مصراع
- ۱۸
- واژه
- ۱۴۳
- واژه یکتا
- ۱۰۳
- نویسه بدون فاصله
- ۴۴۹
- بلندترین مصراع
- ۴۰ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
باده (۱)، ساقی (۱)، جام (۱)
پادشاه (۱)، سلطان (۱)
مطرب (۱)
حاجت (۱)
راه (۱)
یار (۱)
واژهنامه همین غزل
- ساقی
- جامگردان و کسی که نوشیدنی در مجلس میگرداند.
- مطرب
- نوازنده یا خواننده مجلس.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۴۱۳ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.