متن کامل غزل شمارهٔ ۳۵۲
- روزگاری شد که در میخانه خدمت میکنم در لباسِ فقر کارِ اهلِ دولت میکنم
- تا کی اندر دام وصل آرم تَذَروی خوشخِرام در کمینم و انتظار وقتِ فرصت میکنم
- واعظِ ما بوی حق نشنید بشنو کاین سخن در حضورش نیز میگویم نه غیبت میکنم
- با صبا افتان و خیزان میروم تا کویِ دوست و از رفیقان ره استمدادِ همت میکنم
- خاکِ کویت زحمت ما برنتابد بیش از این لطفها کردی بتا، تخفیفِ زحمت میکنم
- زلفِ دلبر دامِ راه و غمزهاش تیرِ بلاست یاد دار ای دل که چندینت نصیحت میکنم
- دیدهٔ بدبین بپوشان ای کریمِ عیبپوش زین دلیریها که من در کُنجِ خلوت میکنم
- حافظم در مجلسی دُردیکشم در محفلی بنگر این شوخی که چون با خلق، صنعت میکنم
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولروزگاری شد که در میخانه خدمت میکنم
در لباسِ فقر کارِ اهلِ دولت میکنم
مقطع؛ بیت پایانیحافظم در مجلسی دُردیکشم در محفلی
بنگر این شوخی که چون با خلق، صنعت میکنم
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۸
- مصراع
- ۱۶
- واژه
- ۱۳۶
- واژه یکتا
- ۹۷
- نویسه بدون فاصله
- ۴۳۸
- بلندترین مصراع
- ۴۰ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
وصل (۱)، انتظار (۱)
صبا (۱)
میخانه (۱)
راه (۱)
واعظ (۱)
دلبر (۱)
دیده (۱)
واژهنامه همین غزل
- صبا
- باد ملایم و خوش صبحگاهی.
- واعظ
- سخنران و پنددهنده دینی.
- میخانه
- جای نوشیدن یا فروش شراب در کاربرد لغوی.
- کوی
- محله، گذر یا جایگاه اقامت.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۳۵۲ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.