متن کامل غزل شمارهٔ ۳۵۱
- حاشا که من به موسمِ گُل تَرکِ مِی کُنم من لافِ عقل میزنم، این کار کِی کنم
- مطرب کجاست تا همه محصولِ زهد و عِلم در کارِ چنگ و بَربَط و آوازِ نِی کُنَم
- از قیل و قالِ مدرسه حالی دلم گرفت یک چند نیز خدمتِ معشوق و مِی کنم
- کِی بود در زمانه وفا؟ جامِ مِی بیار تا من حکایتِ جم و کاووسِ کِی کنم
- از نامهٔ سیاه نترسم که روزِ حشر با فیضِ لطفِ او صد از این نامه طِی کنم
- کو پیک صبح؟ تا گلههای شبِ فِراق با آن خجسته طالعِ فرخنده پِی کنم
- این جانِ عاریت که به حافظ سپرد دوست روزی رُخش ببینم و تسلیمِ وی کنم
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولحاشا که من به موسمِ گُل تَرکِ مِی کُنم
من لافِ عقل میزنم، این کار کِی کنم
مقطع؛ بیت پایانیاین جانِ عاریت که به حافظ سپرد دوست
روزی رُخش ببینم و تسلیمِ وی کنم
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۷
- مصراع
- ۱۴
- واژه
- ۱۱۴
- واژه یکتا
- ۸۱
- نویسه بدون فاصله
- ۳۳۶
- بلندترین مصراع
- ۳۸ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
چنگ (۱)، نی (۱)، مطرب (۱)، آواز (۱)
صبح (۱)، شب (۱)
جام (۱)
فراق (۱)
زهد (۱)
معشوق (۱)
گل (۱)
واژهنامه همین غزل
- مطرب
- نوازنده یا خواننده مجلس.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۳۵۱ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.