متن کامل غزل شمارهٔ ۳۴۹
- دوش سودایِ رُخَش گفتم ز سر بیرون کُنَم گفت کو زنجیر؟ تا تدبیرِ این مجنون کُنَم
- قامتش را سرو گفتم، سر کشید از من به خشم دوستان از راست میرَنجَد نِگارم، چون کنم؟
- نکته ناسنجیده گفتم دلبرا معذور دار عشوهای فرمای تا من طبع را موزون کنم
- زردرویی میکَشَم زان طبعِ نازک، بیگناه ساقیا جامی بده تا چهره را گُلگون کنم
- ای نسیمِ منزلِ لیلی خدا را تا به کی رَبع را برهم زنم، اَطلال را جیحون کنم
- من که رَه بُردم به گنجِ حُسنِ بیپایان دوست صد گدایِ همچو خود را بعد از این قارون کنم
- ای مَهِ صاحب قران، از بنده حافظ یاد کن تا دعایِ دولتِ آن حُسنِ روزافزون کنم
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولدوش سودایِ رُخَش گفتم ز سر بیرون کُنَم
گفت کو زنجیر؟ تا تدبیرِ این مجنون کُنَم
مقطع؛ بیت پایانیای مَهِ صاحب قران، از بنده حافظ یاد کن
تا دعایِ دولتِ آن حُسنِ روزافزون کنم
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۷
- مصراع
- ۱۴
- واژه
- ۱۱۸
- واژه یکتا
- ۸۴
- نویسه بدون فاصله
- ۳۹۰
- بلندترین مصراع
- ۴۳ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
نسیم (۱)
خدا (۱)
منزل (۱)
سرو (۱)
واژهنامه همین غزل
در این غزل واژهای از واژهنامه محدود صفحه پیدا نشد.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۳۴۹ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.