متن کامل غزل شمارهٔ ۳۴۸
- دیده دریا کُنَم و صبر به صحرا فِکَنَم وَاندر این کار، دلِ خویش به دریا فِکَنَم
- از دلِ تنگِ گُنهکار برآرم آهی کآتش اندر گُنهِ آدم و حوا فکنم
- مایهٔ خوشدلی آن جاست که دلدار آن جاست میکنم جهد که خود را مگر آن جا فکنم
- بِگُشا بندِ قَبا ای مَهِ خورشیدکلاه! تا چو زلفت سَرِ سودا زده در پا فکنم
- خوردهام تیرِ فلک، باده بده تا سرمست عُقده در بندِ کَمرتَرکشِ جوزا فکنم
- جرعهٔ جام بر این تختِ روان افشانم غُلغُلِ چنگ در این گنبدِ مینا فکنم
- حافظا! تکیه بر ایّام چو سهو است و خطا من چرا عِشرتِ امروز به فردا فکنم؟
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولدیده دریا کُنَم و صبر به صحرا فِکَنَم
وَاندر این کار، دلِ خویش به دریا فِکَنَم
مقطع؛ بیت پایانیحافظا! تکیه بر ایّام چو سهو است و خطا
من چرا عِشرتِ امروز به فردا فکنم؟
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۷
- مصراع
- ۱۴
- واژه
- ۱۰۹
- واژه یکتا
- ۸۰
- نویسه بدون فاصله
- ۳۵۰
- بلندترین مصراع
- ۴۰ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
باده (۱)، جام (۱)
چنگ (۱)
تخت (۱)
دیده (۱)
واژهنامه همین غزل
در این غزل واژهای از واژهنامه محدود صفحه پیدا نشد.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۳۴۸ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.