متن کامل غزل شمارهٔ ۳۰۳
- شَمَمتُ روحَ وِدادٍ و شِمتُ برقَ وِصال بیا که بویِ تو را میرم ای نسیمِ شِمال
- أَ حادیاً بجمالِ الحبیبِ قِفْ وَ انْزِل که نیست صبرِ جمیلم ز اشتیاقِ جَمال
- حکایتِ شبِ هجران فروگذاشته بِهْ به شکرِ آن که برافکند پرده روزِ وصال
- بیا که پردهٔ گلریزِ هفت خانهٔ چشم کَشیدهایم به تَحریرِ کارگاهِ خیال
- چو یار بر سرِ صلح است و عُذر میطلبد توان گذشت ز جورِ رقیب در همه حال
- به جز خیالِ دهانِ تو نیست در دلِ تنگ که کَس مباد چو من در پِیِ خیالِ محال
- قَتیلِ عشقِ تو شد حافظِ غریب، ولی به خاکِ ما گذری کن که خونِ مات حلال
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولشَمَمتُ روحَ وِدادٍ و شِمتُ برقَ وِصال
بیا که بویِ تو را میرم ای نسیمِ شِمال
مقطع؛ بیت پایانیقَتیلِ عشقِ تو شد حافظِ غریب، ولی
به خاکِ ما گذری کن که خونِ مات حلال
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۷
- مصراع
- ۱۴
- واژه
- ۱۰۸
- واژه یکتا
- ۸۵
- نویسه بدون فاصله
- ۳۴۱
- بلندترین مصراع
- ۳۹ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
هجران (۱)، وصال (۲)
عشق (۱)، یار (۱)
نسیم (۱)
شب (۱)
چشم (۱)
واژهنامه همین غزل
- رقیب
- نگهبان یا مدعیِ دیگر در زبان غزل.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۳۰۳ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.