متن کامل غزل شمارهٔ ۸۹
- یا رب سببی ساز که یارم به سلامت بازآید و بِرهانَدَم از بندِ مَلامت
- خاکِ رهِ آن یارِ سفرکرده بیارید تا چشمِ جهان بین کُنَمَش جایِ اقامت
- فریاد که از شش جهتم راه بِبَستند آن خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت
- امروز که در دستِ توام مرحمتی کن فردا که شَوَم خاک چه سود اشکِ ندامت
- ای آن که به تقریر و بیان دم زنی از عشق ما با تو نداریم سخن، خیر و سلامت
- درویش مکن ناله ز شمشیرِ اَحِبّا کاین طایفه از کشته ستانند غرامت
- در خرقه زن آتش که خمِ ابرویِ ساقی بر میشکند گوشهٔ محراب امامت
- حاشا که من از جور و جفای تو بنالم بیدادِ لطیفان همه لطف است و کرامت
- کوته نکند بحث سرِ زلف تو حافظ پیوسته شد این سلسله تا روزِ قیامت
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولیا رب سببی ساز که یارم به سلامت
بازآید و بِرهانَدَم از بندِ مَلامت
مقطع؛ بیت پایانیکوته نکند بحث سرِ زلف تو حافظ
پیوسته شد این سلسله تا روزِ قیامت
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۹
- مصراع
- ۱۸
- واژه
- ۱۳۶
- واژه یکتا
- ۱۰۷
- نویسه بدون فاصله
- ۴۳۸
- بلندترین مصراع
- ۳۸ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
ساقی (۱)، خم (۱)
عشق (۱)، یار (۱)
چشم (۱)، اشک (۱)
یا رب (۱)
راه (۱)
خرقه (۱)
واژهنامه همین غزل
- ساقی
- جامگردان و کسی که نوشیدنی در مجلس میگرداند.
- خرقه
- جامه پشمین یا لباس ویژه صوفیان.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۸۹ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.