متن کامل غزل شمارهٔ ۲۷۳
- اگر رفیقِ شفیقی، درست پیمان باش حریفِ خانه و گرمابه و گلستان باش
- شِکَنجِ زلفِ پریشان به دستِ باد مده مگو که خاطرِ عُشّاق، گو پریشان باش
- گَرَت هواست که با خِضْر همنشین باشی نهان ز چشمِ سِکَندَر چو آبِ حیوان باش
- زبورِ عشق نوازی نه کارِ هر مرغی است بیا و نوگُلِ این بلبلِ غزلخوان باش
- طریقِ خدمت و آیینِ بندگی کردن خدای را که رها کن به ما و سلطان باش
- دگر به صیدِ حرم تیغ برمکش، زنهار وز آن که با دلِ ما کردهای پشیمان باش
- تو شمعِ انجمنی، یکزبان و یکدل شو خیال و کوشش پروانه بین و خندان باش
- کمالِ دلبری و حُسن در نظربازی است به شیوهٔ نظر، از نادرانِ دوران باش
- خموش حافظ و از جورِ یار ناله مکن تو را که گفت که در رویِ خوب، حیران باش؟
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولاگر رفیقِ شفیقی، درست پیمان باش
حریفِ خانه و گرمابه و گلستان باش
مقطع؛ بیت پایانیخموش حافظ و از جورِ یار ناله مکن
تو را که گفت که در رویِ خوب، حیران باش؟
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۹
- مصراع
- ۱۸
- واژه
- ۱۴۲
- واژه یکتا
- ۱۰۵
- نویسه بدون فاصله
- ۴۴۹
- بلندترین مصراع
- ۳۹ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
عشق (۱)، یار (۱)
گلستان (۱)، بلبل (۱)
باد (۱)
سلطان (۱)
چشم (۱)
واژهنامه همین غزل
در این غزل واژهای از واژهنامه محدود صفحه پیدا نشد.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۲۷۳ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.