متن کامل غزل شمارهٔ ۲۷۰
- دردِ عشقی کشیدهام که مَپُرس زهرِ هجری چشیدهام که مَپُرس
- گشتهام در جهان و آخرِ کار دلبری برگزیدهام که مپرس
- آن چنان در هوایِ خاکِ دَرَش میرود آبِ دیدهام که مپرس
- من به گوشِ خود از دهانش دوش سخنانی شنیدهام که مپرس
- سویِ من لب چه میگَزی که مگوی لبِ لعلی گَزیدهام که مپرس
- بی تو در کلبهٔ گداییِ خویش رنجهایی کشیدهام که مپرس
- همچو حافظ غریب در رَهِ عشق به مَقامی رسیدهام که مپرس
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولدردِ عشقی کشیدهام که مَپُرس
زهرِ هجری چشیدهام که مَپُرس
مقطع؛ بیت پایانیهمچو حافظ غریب در رَهِ عشق
به مَقامی رسیدهام که مپرس
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۷
- مصراع
- ۱۴
- واژه
- ۸۷
- واژه یکتا
- ۵۶
- نویسه بدون فاصله
- ۲۷۲
- بلندترین مصراع
- ۲۹ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
عشق (۱)
دیده (۱)
واژهنامه همین غزل
در این غزل واژهای از واژهنامه محدود صفحه پیدا نشد.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۲۷۰ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.