متن کامل غزل شمارهٔ ۲۱۸
- در ازل هر کو به فیضِ دولت ارزانی بُوَد تا ابد جامِ مرادش همدمِ جانی بُوَد
- من همان ساعت که از مِی خواستم شد توبه کار گفتم این شاخ ار دهد باری، پشیمانی بُوَد
- خود گرفتم کَافکَنَم سجاده چون سوسن به دوش همچو گُل بر خِرقه رنگِ مِی مسلمانی بُوَد
- بی چراغِ جام در خلوت نمییارم نشست زان که کُنجِ اهلِ دل باید که نورانی بُوَد
- همتِ عالی طلب جامِ مُرَصَّع گو مباش رند را آبِ عِنَب یاقوتِ رُمّانی بُوَد
- گرچه بیسامان نماید کارِ ما، سهلش مبین کاندر این کشور گدایی، رَشکِ سلطانی بُوَد
- نیک نامی خواهی ای دل با بَدان صحبت مدار خودپسندی جانِ من بُرهانِ نادانی بُوَد
- مجلسِ اُنس و بهار و بحثِ شعر اندر میان نَستَدَن جامِ مِی از جانان گران جانی بُوَد
- دی عزیزی گفت حافظ میخورد پنهان شراب ای عزیزِ من! نه عیب آن بِه که پنهانی بود؟
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولدر ازل هر کو به فیضِ دولت ارزانی بُوَد
تا ابد جامِ مرادش همدمِ جانی بُوَد
مقطع؛ بیت پایانیدی عزیزی گفت حافظ میخورد پنهان شراب
ای عزیزِ من! نه عیب آن بِه که پنهانی بود؟
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۹
- مصراع
- ۱۸
- واژه
- ۱۴۶
- واژه یکتا
- ۱۱۵
- نویسه بدون فاصله
- ۴۹۶
- بلندترین مصراع
- ۴۲ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
شراب (۱)، جام (۴)
خرقه (۱)
جانان (۱)
گل (۱)
واژهنامه همین غزل
- رند
- در زبان کلاسیک، آزاداندیشی که به ظاهرسازی اعتنا ندارد.
- خرقه
- جامه پشمین یا لباس ویژه صوفیان.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۲۱۸ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.