متن کامل غزل شمارهٔ ۱۶۵
- مرا مِهر سیَه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد
- رقیب آزارها فرمود و جایِ آشتی نگذاشت مگر آهِ سحرخیزان سویِ گردون نخواهد شد؟
- مرا روزِ ازل کاری به جز رندی نفرمودند هر آن قسمت که آن جا رفت از آن افزون نخواهد شد
- خدا را محتسب ما را به فریادِ دَف و نِی بخش که سازِ شرع از این افسانه بیقانون نخواهد شد
- مجالِ من همین باشد که پنهان عشقِ او ورزم کنار و بوس و آغوشش چه گویم چون نخواهد شد
- شرابِ لعل و جایِ امن و یارِ مهربان ساقی دلا کی بِه شود کارت اگر اکنون نخواهد شد
- مشوی ای دیده نقشِ غم ز لوحِ سینهٔ حافظ که زخمِ تیغِ دلدار است و رنگِ خون نخواهد شد
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولمرا مِهر سیَه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد
قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد
مقطع؛ بیت پایانیمشوی ای دیده نقشِ غم ز لوحِ سینهٔ حافظ
که زخمِ تیغِ دلدار است و رنگِ خون نخواهد شد
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۷
- مصراع
- ۱۴
- واژه
- ۱۲۸
- واژه یکتا
- ۹۳
- نویسه بدون فاصله
- ۴۲۲
- بلندترین مصراع
- ۴۵ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
دف (۱)، نی (۱)
شراب (۱)، ساقی (۱)
عشق (۱)، یار (۱)
خدا (۱)
محتسب (۱)
دیده (۱)
واژهنامه همین غزل
- ساقی
- جامگردان و کسی که نوشیدنی در مجلس میگرداند.
- محتسب
- مامور نظارت بر نظم عمومی و اجرای احکام اجتماعی در شهرهای قدیم.
- رقیب
- نگهبان یا مدعیِ دیگر در زبان غزل.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۱۶۵ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.