متن کامل غزل شمارهٔ ۸۱
- صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت ناز کم کن که در این باغ بسی چون تو شکفت
- گل بخندید که از راست نرنجیم ولی هیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت
- گر طمع داری از آن جام مرصع میِ لعل ای بسا دُر که به نوک مژهات باید سفت
- تا ابد بوی محبت به مشامش نرسد هر که خاک در میخانه به رخسار نرُفت
- در گلستان ارم دوش چو از لطف هوا زلف سنبل به نسیم سحری میآشفت،
- گفتم: «ای مسند جم! جام جهانبینت کو؟» گفت: «افسوس که آن دولت بیدار بخفت!»
- سخن عشق نه آن است که آید به زبان ساقیا می ده و کوتاه کُن این گفت و شنفت
- اشک حافظ، خرد و صبر، به دریا انداخت چه کند؟ سوز غم عشق نیارست نهفت
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولصبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت
ناز کم کن که در این باغ بسی چون تو شکفت
مقطع؛ بیت پایانیاشک حافظ، خرد و صبر، به دریا انداخت
چه کند؟ سوز غم عشق نیارست نهفت
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۸
- مصراع
- ۱۶
- واژه
- ۱۳۰
- واژه یکتا
- ۹۹
- نویسه بدون فاصله
- ۴۰۱
- بلندترین مصراع
- ۳۹ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
گل (۲)، گلستان (۱)، باغ (۱)، چمن (۱)
عشق (۲)، عاشق (۱)، معشوق (۱)
جام (۲)، میخانه (۱)
نسیم (۱)
اشک (۱)
واژهنامه همین غزل
- میخانه
- جای نوشیدن یا فروش شراب در کاربرد لغوی.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۸۱ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.