متن کامل غزل شمارهٔ ۶۴
- اگر چه عرض هنر پیشِ یار بیادبیست زبان خموش، ولیکن دهان پُر از عربیست
- پری نهفته رخ و دیو در کرشمهٔ حُسن بسوخت دیده ز حیرت که این چه بوالعجبیست
- در این چمن گلِ بی خار کس نچید، آری چراغِ مصطفوی با شرارِ بولَهَبیست
- سبب مپرس که چرخ از چه سِفلهپرور شد که کامبخشی او را بهانه بیسببیست
- به نیم جو نخرم طاقِ خانقاه و رِباط مرا که مَصطَبه ایوان و پای خُم طَنَبیست
- جمالِ دختر رَز، نورِ چشمِ ماست مگر که در نقابِ زُجاجی و پردهٔ عِنَبیست
- هزار عقل و ادب داشتم من ای خواجه کنون که مستِ خرابم، صلاح بیادبیست
- بیار می که چو حافظ هزارم استظهار به گریهٔ سحری و نیازِ نیمشبیست
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولاگر چه عرض هنر پیشِ یار بیادبیست
زبان خموش، ولیکن دهان پُر از عربیست
مقطع؛ بیت پایانیبیار می که چو حافظ هزارم استظهار
به گریهٔ سحری و نیازِ نیمشبیست
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۸
- مصراع
- ۱۶
- واژه
- ۱۳۰
- واژه یکتا
- ۹۹
- نویسه بدون فاصله
- ۴۰۶
- بلندترین مصراع
- ۴۰ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
چشم (۱)، دیده (۱)
گل (۱)، چمن (۱)
خم (۱)
خانقاه (۱)
یار (۱)
واژهنامه همین غزل
- خانقاه
- محل گردهمایی و اقامت صوفیان.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۶۴ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.