متن کامل غزل شمارهٔ ۴۷۵
- گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی چون نیک بدیدم به حقیقت به از آنی
- شیرینتر از آنی به شکرخنده که گویم ای خسرو خوبان که تو شیرین زمانی
- تشبیه دهانت نتوان کرد به غنچه هرگز نبود غنچه بدین تنگ دهانی
- صد بار بگفتی که دهم زان دهنت کام چون سوسن آزاده چرا جمله زبانی؟
- گویی بدهم کامت و جانت بستانم ترسم ندهی کامم و جانم بستانی
- چشم تو خدنگ از سپر جان گذراند بیمار که دیدهست بدین سخت کمانی
- چون اشک بیندازیش از دیدهٔ مردم آن را که دمی از نظر خویش برانی
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولگفتند خلایق که تویی یوسف ثانی
چون نیک بدیدم به حقیقت به از آنی
مقطع؛ بیت پایانیچون اشک بیندازیش از دیدهٔ مردم
آن را که دمی از نظر خویش برانی
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۷
- مصراع
- ۱۴
- واژه
- ۹۵
- واژه یکتا
- ۷۴
- نویسه بدون فاصله
- ۳۳۹
- بلندترین مصراع
- ۳۴ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
چشم (۱)، دیده (۲)، اشک (۱)
غنچه (۲)
خسرو (۱)
واژهنامه همین غزل
در این غزل واژهای از واژهنامه محدود صفحه پیدا نشد.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۴۷۵ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.