رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره ۴۸ حافظ

صوفی از پرتو مِی رازِ نهانی دانست

متن کامل غزل شمارهٔ ۴۸

۹ بیت · منبع نسخه دیجیتال: گنجور

غزل شمارهٔ ۴۸

نسخه گنجور
  1. صوفی از پرتو مِی رازِ نهانی دانست گوهرِ هر کس از این لعل، توانی دانست
  2. قدر مجموعهٔ گل، مرغِ سَحَر داند و بس که نه هر کو ورقی خواند، معانی دانست
  3. عرضه کردم دو جهان بر دلِ کاراُفتاده به جز از عشقِ تو باقی همه فانی دانست
  4. آن شد اکنون که ز اَبنایِ عَوام اندیشم مُحتَسِب نیز در این عیشِ نهانی دانست
  5. دل‌بر، آسایش ما مَصلحتِ وقت ندید ور نه از جانبِ ما دل‌نگرانی دانست
  6. سنگ و گِل را کُنَد از یُمنِ نظر لعل و عقیق هر که قَدرِ نفسِ بادِ یمانی دانست
  7. ای که از دفترِ عقل، آیت عشق آموزی ترسم این نکته به تَحقیق ندانی دانست
  8. مِی بیاور که ننازد به گلِ باغِ جهان هر که غارت‌گریِ بادِ خزانی دانست
  9. حافظ این گوهرِ مَنظوم که از طَبع اَنگیخت زَ اثرِ تربیتِ آصِفِ ثانی دانست

مطلع و مقطع غزل

مطلع؛ بیت اول

صوفی از پرتو مِی رازِ نهانی دانست
گوهرِ هر کس از این لعل، توانی دانست

مقطع؛ بیت پایانی

حافظ این گوهرِ مَنظوم که از طَبع اَنگیخت
زَ اثرِ تربیتِ آصِفِ ثانی دانست

آمار دقیق همین متن

این عددها از متن بالا محاسبه شده‌اند؛ نشانه‌گذاری و فاصله‌ها در شمارش واژه‌ها یکدست شده‌اند.

بیت
۹
مصراع
۱۸
واژه
۱۳۹
واژه یکتا
۹۲
نویسه بدون فاصله
۴۵۸
بلندترین مصراع
۴۲ نویسه

واژه‌های برجسته در همین غزل

گروه‌ها فقط با تطبیق مستقیم واژه‌ها ساخته شده‌اند. حضور یک واژه، به‌تنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمی‌کند.

گل و باغ

گل (۳)، باغ (۱)

باد و صبا

باد (۲)

زهد و خانقاه

صوفی (۱)، محتسب (۱)

عشق و یار

عشق (۲)

صبح و شب

سحر (۱)

واژه‌نامه همین غزل

محتسب
مامور نظارت بر نظم عمومی و اجرای احکام اجتماعی در شهرهای قدیم.

منبع متن

متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۴۸ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.

پیشخوانک