متن کامل غزل شمارهٔ ۴۲۴
- از من جدا مشو که توام نور دیدهای آرام جان و مونس قلب رمیدهای
- از دامن تو دست ندارند عاشقان پیراهن صبوری ایشان دریدهای
- از چشم بخت خویش، مبادت گزند از آنک در دلبری، به غایتِ خوبی رسیدهای
- منعم مکن ز عشق وی ای مفتی زمان معذور دارمت که تو او را ندیدهای
- آن سرزنش که کرد تو را دوست حافظا بیش از گلیم خویش مگر پا کشیدهای
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولاز من جدا مشو که توام نور دیدهای
آرام جان و مونس قلب رمیدهای
مقطع؛ بیت پایانیآن سرزنش که کرد تو را دوست حافظا
بیش از گلیم خویش مگر پا کشیدهای
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۵
- مصراع
- ۱۰
- واژه
- ۷۴
- واژه یکتا
- ۵۸
- نویسه بدون فاصله
- ۲۴۱
- بلندترین مصراع
- ۳۴ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
چشم (۱)، دیده (۱)
عشق (۱)
واژهنامه همین غزل
در این غزل واژهای از واژهنامه محدود صفحه پیدا نشد.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۴۲۴ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.