متن کامل غزل شمارهٔ ۴۲۲
- ای که با سلسلهٔ زلف دراز آمدهای فرصتت باد که دیوانهنواز آمدهای
- ساعتی ناز مفرما و بگردان عادت چون به پرسیدن ارباب نیاز آمدهای
- پیش بالای تو میرم چه به صلح و چه به جنگ چون به هر حال برازندهٔ ناز آمدهای
- آب و آتش به هم آمیختهای از لب لعل چشم بد دور که بس شَعبدهباز آمدهای
- آفرین بر دل نرم تو که از بهر ثواب کشتهٔ غمزهٔ خود را به نماز آمدهای
- زهد من با تو چه سنجد که به یغمای دلم مست و آشفته به خلوتگه راز آمدهای
- گفت حافظ دگرت خرقه شراب آلودهست مگر از مذهب این طایفه باز آمدهای
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولای که با سلسلهٔ زلف دراز آمدهای
فرصتت باد که دیوانهنواز آمدهای
مقطع؛ بیت پایانیگفت حافظ دگرت خرقه شراب آلودهست
مگر از مذهب این طایفه باز آمدهای
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۷
- مصراع
- ۱۴
- واژه
- ۱۱۶
- واژه یکتا
- ۷۶
- نویسه بدون فاصله
- ۳۶۱
- بلندترین مصراع
- ۳۹ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
زهد (۱)، خرقه (۱)
باد (۱)
شراب (۱)
چشم (۱)
واژهنامه همین غزل
- خرقه
- جامه پشمین یا لباس ویژه صوفیان.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۴۲۲ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.