متن کامل غزل شمارهٔ ۴۰
- اَلْمِنَّةُ لِلَّه که درِ میکده، باز است زان رو که مرا بر در او، رویِ نیاز است
- خُمها، همه در جوش و خُروشاند ز مَسْتی وان می که در آنجاست، حقیقت، نه مَجاز است
- از وی، همه، مَسْتی و غُرور است و تَکَبُّر وز ما همه بیچارگی و عَجْز و نیاز است
- رازی که بَرِ غیر نگفتیم و نگوییم با دوست بگوییم که او مَحْرَمِ راز است
- شَرْحِ شِکَنِ زُلْفِ خَم اندر خَمِ جانان کوتَه نَتَوان کرد که این قِصِّه، دراز است
- بارِ دِلِ مَجْنون و خَمِ طُرِّهٔ لیلی رُخسارهٔ مَحمود و کَفِ پایِ اَیاز است
- بردوختهام دیده چو باز از همه عالَم تا دیدهٔ من بر رُخِ زیبایِ تو، باز است
- در کعبهٔ کویِ تو، هر آنکس که بیاید از قبلهٔ ابرویِ تو در عِیْنِ نماز است
- ای مجلسیان، سوزِ دلِ «حافظِ» مسکین از شمع بپرسید که در سوز و گداز است
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولاَلْمِنَّةُ لِلَّه که درِ میکده، باز است
زان رو که مرا بر در او، رویِ نیاز است
مقطع؛ بیت پایانیای مجلسیان، سوزِ دلِ «حافظِ» مسکین
از شمع بپرسید که در سوز و گداز است
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۹
- مصراع
- ۱۸
- واژه
- ۱۴۸
- واژه یکتا
- ۹۵
- نویسه بدون فاصله
- ۴۴۶
- بلندترین مصراع
- ۴۱ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
میکده (۱)، خم (۴)
دیده (۲)
جانان (۱)
واژهنامه همین غزل
- طره
- دسته موی آویخته بر پیشانی یا کنار چهره.
- میکده
- هممعنای میخانه در زبان شعر.
- کوی
- محله، گذر یا جایگاه اقامت.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۴۰ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.