رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره ۳۶۱ حافظ

آن که پامالِ جفا کرد چو خاکِ راهم

متن کامل غزل شمارهٔ ۳۶۱

۹ بیت · منبع نسخه دیجیتال: گنجور

غزل شمارهٔ ۳۶۱

نسخه گنجور
  1. آن که پامالِ جفا کرد چو خاکِ راهم خاک می‌بوسم و عُذرِ قَدَمَش می‌خواهم
  2. من نه آنم که ز جورِ تو بِنالم، حاشا بندهٔ معتقد و چاکرِ دولتخواهم
  3. بسته‌ام در خَمِ گیسویِ تو امّیدِ دراز آن مبادا که کُنَد دستِ طلب کوتاهم
  4. ذَرّهٔ خاکم و در کویِ توام جای خوش است ترسم ای دوست که بادی بِبَرَد ناگاهم
  5. پیرِ میخانه سَحَر جامِ جهان‌بینم داد و اندر آن آینه از حُسنِ تو کرد آگاهم
  6. صوفیِ صومعهٔ عالَمِ قُدسَم لیکن حالیا دیرِ مُغان است حوالتگاهم
  7. با منِ راه‌نشین خیز و سوی میکده آی تا در آن حلقه ببینی که چه صاحب جاهم
  8. مست بگذشتی و از حافظت اندیشه نبود آه اگر دامنِ حُسنِ تو بگیرد آهم
  9. خوشم آمد که سحر خسروِ خاور می‌گفت با همه پادشهی بندهٔ تورانشاهم

مطلع و مقطع غزل

مطلع؛ بیت اول

آن که پامالِ جفا کرد چو خاکِ راهم
خاک می‌بوسم و عُذرِ قَدَمَش می‌خواهم

مقطع؛ بیت پایانی

خوشم آمد که سحر خسروِ خاور می‌گفت
با همه پادشهی بندهٔ تورانشاهم

آمار دقیق همین متن

این عددها از متن بالا محاسبه شده‌اند؛ نشانه‌گذاری و فاصله‌ها در شمارش واژه‌ها یکدست شده‌اند.

بیت
۹
مصراع
۱۸
واژه
۱۳۲
واژه یکتا
۱۰۳
نویسه بدون فاصله
۴۴۳
بلندترین مصراع
۳۸ نویسه

واژه‌های برجسته در همین غزل

گروه‌ها فقط با تطبیق مستقیم واژه‌ها ساخته شده‌اند. حضور یک واژه، به‌تنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمی‌کند.

باده و بزم

جام (۱)، میخانه (۱)، میکده (۱)، خم (۱)

صبح و شب

سحر (۲)

راه و سفر

راه (۱)

زهد و خانقاه

صوفی (۱)

شاه و دربار

خسرو (۱)

واژه‌نامه همین غزل

مغان
جمع مغ؛ روحانیان آیین زرتشتی در کاربرد تاریخی واژه.
دیر
صومعه و عبادتگاه راهبان.
میخانه
جای نوشیدن یا فروش شراب در کاربرد لغوی.
میکده
هم‌معنای میخانه در زبان شعر.
کوی
محله، گذر یا جایگاه اقامت.

منبع متن

متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۳۶۱ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.

پیشخوانک