رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره ۳۵ حافظ

برو به کارِ خود ای واعظ این چه فریادست؟

متن کامل غزل شمارهٔ ۳۵

۷ بیت · منبع نسخه دیجیتال: گنجور

غزل شمارهٔ ۳۵

نسخه گنجور
  1. برو به کارِ خود ای واعظ این چه فریادست؟ مرا فِتاد دل از ره، تو را چه اُفتادست؟
  2. میان او که خدا آفریده است از هیچ دقیقه‌ای‌ست که هیچ آفریده نَگشادست
  3. به کام تا نرساند مرا لبش، چون نای نصیحتِ همه عالم به گوشِ من بادست
  4. گدایِ کویِ تو از هشت خُلد، مستغنی‌ست اسیرِ عشقِ تو از هر دو عالم آزادست
  5. اگر چه مستیِ عشقم خراب کرد ولی اساسِ هستیِ من زآن خراب، آبادست
  6. دلا مَنال ز بیداد و جورِ یار که یار تو را نصیب همین کرد و این از آن دادست
  7. برو فَسانه مخوان و فُسون مدم حافظ کز این فسانه و افسون مرا بسی یادست

مطلع و مقطع غزل

مطلع؛ بیت اول

برو به کارِ خود ای واعظ این چه فریادست؟
مرا فِتاد دل از ره، تو را چه اُفتادست؟

مقطع؛ بیت پایانی

برو فَسانه مخوان و فُسون مدم حافظ
کز این فسانه و افسون مرا بسی یادست

آمار دقیق همین متن

این عددها از متن بالا محاسبه شده‌اند؛ نشانه‌گذاری و فاصله‌ها در شمارش واژه‌ها یکدست شده‌اند.

بیت
۷
مصراع
۱۴
واژه
۱۱۱
واژه یکتا
۷۹
نویسه بدون فاصله
۳۵۷
بلندترین مصراع
۳۹ نویسه

واژه‌های برجسته در همین غزل

گروه‌ها فقط با تطبیق مستقیم واژه‌ها ساخته شده‌اند. حضور یک واژه، به‌تنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمی‌کند.

عشق و یار

عشق (۱)، یار (۲)

دعا و نیایش

خدا (۱)

زهد و خانقاه

واعظ (۱)

واژه‌نامه همین غزل

واعظ
سخنران و پنددهنده دینی.
کوی
محله، گذر یا جایگاه اقامت.

منبع متن

متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۳۵ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.

پیشخوانک