رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره ۳۴۲ حافظ

حجابِ چهرهٔ جان می‌شود غبارِ تنم

متن کامل غزل شمارهٔ ۳۴۲

۷ بیت · منبع نسخه دیجیتال: گنجور

غزل شمارهٔ ۳۴۲

نسخه گنجور
  1. حجابِ چهرهٔ جان می‌شود غبارِ تنم خوشا دَمی که از آن چهره پرده برفکنم
  2. چُنین قفس نه سزایِ چو من خوش‌اَلحانی‌ست رَوَم به گلشنِ رضوان، که مرغِ آن چمنم
  3. عیان نشد که چرا آمدم، کجا رفتم دریغ و درد که غافل ز کارِ خویشتنم
  4. چگونه طوف کنم در فضایِ عالمِ قدس؟ که در سراچهٔ ترکیب، تخته‌‌بندِ تنم
  5. اگر ز خونِ دلم بویِ شوق می‌آید عجب مدار که هم‌دردِ نافهٔ خُتنم
  6. طرازِ پیرهنِ زَرکشم مبین چون شمع که سوزهاست نهانی درونِ پیرهنم
  7. بیا و هستیِ حافظ ز پیشِ او بردار که با وجودِ تو کس نشنود ز من که منم

مطلع و مقطع غزل

مطلع؛ بیت اول

حجابِ چهرهٔ جان می‌شود غبارِ تنم
خوشا دَمی که از آن چهره پرده برفکنم

مقطع؛ بیت پایانی

بیا و هستیِ حافظ ز پیشِ او بردار
که با وجودِ تو کس نشنود ز من که منم

آمار دقیق همین متن

این عددها از متن بالا محاسبه شده‌اند؛ نشانه‌گذاری و فاصله‌ها در شمارش واژه‌ها یکدست شده‌اند.

بیت
۷
مصراع
۱۴
واژه
۱۰۵
واژه یکتا
۸۶
نویسه بدون فاصله
۳۳۸
بلندترین مصراع
۳۹ نویسه

واژه‌های برجسته در همین غزل

گروه‌ها فقط با تطبیق مستقیم واژه‌ها ساخته شده‌اند. حضور یک واژه، به‌تنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمی‌کند.

از فهرست محدود واژه‌های این تحلیل، تطبیق مستقیمی در غزل پیدا نشد.

واژه‌نامه همین غزل

نافه
کیسه کوچک مشک آهوی ختن؛ کنایه واژه‌ایِ رایج برای بوی خوش.

منبع متن

متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۳۴۲ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.

پیشخوانک