متن کامل غزل شمارهٔ ۳۴۱
- گر من از سرزنشِ مدَّعیان اندیشم شیوهٔ مستی و رندی نَرَوَد از پیشم
- زهدِ رندانِ نوآموخته راهی به دِهیست من که بدنامِ جهانم چه صلاح اندیشم؟
- شاهِ شوریدهسران خوان منِ بیسامان را زان که در کمخِرَدی از همه عالم بیشم
- بر جَبین نقش کُن از خونِ دلِ من خالی تا بدانند که قربانِ تو کافِرکیشم
- اعتقادی بِنُما و بِگُذَر بهرِ خدا تا در این خرقه ندانی که چه نادَرویشم
- شعر خونبارِ من ای باد، بِدان یار رسان که ز مژگانِ سیَه، بر رگِ جان زد نیشم
- من اگر باده خورم ور نه چه کارم با کس؟ حافظِ رازِ خود و عارفِ وقتِ خویشم
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولگر من از سرزنشِ مدَّعیان اندیشم
شیوهٔ مستی و رندی نَرَوَد از پیشم
مقطع؛ بیت پایانیمن اگر باده خورم ور نه چه کارم با کس؟
حافظِ رازِ خود و عارفِ وقتِ خویشم
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۷
- مصراع
- ۱۴
- واژه
- ۱۰۶
- واژه یکتا
- ۸۶
- نویسه بدون فاصله
- ۳۵۳
- بلندترین مصراع
- ۳۷ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
زهد (۱)، خرقه (۱)
باد (۱)
باده (۱)
خدا (۱)
شاه (۱)
یار (۱)
مژگان (۱)
واژهنامه همین غزل
- خرقه
- جامه پشمین یا لباس ویژه صوفیان.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۳۴۱ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.