رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره ۳۳۰ حافظ

تو همچو صبحی و من شمعِ خلوتِ سَحَرم

متن کامل غزل شمارهٔ ۳۳۰

۷ بیت · منبع نسخه دیجیتال: گنجور

غزل شمارهٔ ۳۳۰

نسخه گنجور
  1. تو همچو صبحی و من شمعِ خلوتِ سَحَرم تبسمی کن و جان بین که چون همی‌سِپرَم
  2. چُنین که در دلِ من داغِ زلفِ سرکَشِ توست بنفشه زار شود تُربَتَم چو درگذرم
  3. بر آستانِ مرادَت گشاده‌ام درِ چشم که یک نظر فِکنی، خود فِکندی از نظرم
  4. چه شُکر گویمت ای خیلِ غم، عَفاکَ الله که روزِ بی‌کسی آخر نمی‌روی ز سرم
  5. غلامِ مردمِ چشمم، که با سیاه دلی هزار قطره بِبارَد چو دردِ دل شِمُرَم
  6. به هر نظر بُت ما جلوه می‌کند، لیکن کس این کرشمه نبیند که من همی‌ نِگَرَم
  7. به خاکِ حافظ اگر یار بگذرد چون باد ز شوق در دلِ آن تنگنا کفن بِدَرَم

مطلع و مقطع غزل

مطلع؛ بیت اول

تو همچو صبحی و من شمعِ خلوتِ سَحَرم
تبسمی کن و جان بین که چون همی‌سِپرَم

مقطع؛ بیت پایانی

به خاکِ حافظ اگر یار بگذرد چون باد
ز شوق در دلِ آن تنگنا کفن بِدَرَم

آمار دقیق همین متن

این عددها از متن بالا محاسبه شده‌اند؛ نشانه‌گذاری و فاصله‌ها در شمارش واژه‌ها یکدست شده‌اند.

بیت
۷
مصراع
۱۴
واژه
۱۱۱
واژه یکتا
۹۳
نویسه بدون فاصله
۳۴۲
بلندترین مصراع
۴۰ نویسه

واژه‌های برجسته در همین غزل

گروه‌ها فقط با تطبیق مستقیم واژه‌ها ساخته شده‌اند. حضور یک واژه، به‌تنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمی‌کند.

باد و صبا

باد (۱)

عشق و یار

یار (۱)

چشم و اشک

چشم (۱)

واژه‌نامه همین غزل

در این غزل واژه‌ای از واژه‌نامه محدود صفحه پیدا نشد.

منبع متن

متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۳۳۰ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.

پیشخوانک