متن کامل غزل شمارهٔ ۳۲۸
- من که باشم که بر آن خاطرِ عاطِر گذرم؟ لطفها میکنی ای خاکِ دَرَت، تاجِ سرم
- دلبرا بنده نوازیت که آموخت؟ بگو که من این ظَن، به رقیبانِ تو هرگز نَبَرم
- همتم بدرقهٔ راه کن ای طایرِ قدس که دراز است رَهِ مقصد و من نوسفرم
- ای نسیمِ سحری بندگیِ من برسان که فراموش مکن وقتِ دعایِ سحرم
- خُرَم آن روز کز این مرحله بَربَندَم بار و از سرِ کوی تو پرسند رفیقان خبرم
- حافظا شاید اگر در طلبِ گوهرِ وصل دیده دریا کُنم از اشک و در او غوطه خورم
- پایهٔ نظم بلند است و جهان گیر بگو تا کُند پادشهِ بحر دهان پُر گهرم
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولمن که باشم که بر آن خاطرِ عاطِر گذرم؟
لطفها میکنی ای خاکِ دَرَت، تاجِ سرم
مقطع؛ بیت پایانیپایهٔ نظم بلند است و جهان گیر بگو
تا کُند پادشهِ بحر دهان پُر گهرم
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۷
- مصراع
- ۱۴
- واژه
- ۱۰۸
- واژه یکتا
- ۸۸
- نویسه بدون فاصله
- ۳۴۶
- بلندترین مصراع
- ۴۰ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
دیده (۱)، اشک (۱)
نسیم (۱)
وصل (۱)
راه (۱)
تاج (۱)
واژهنامه همین غزل
- کوی
- محله، گذر یا جایگاه اقامت.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۳۲۸ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.