متن کامل غزل شمارهٔ ۳۱۱
- عاشقِ رویِ جوانی خوشِ نوخاستهام وز خدا دولتِ این غم به دعا خواستهام
- عاشق و رِند و نظربازم و میگویم فاش تا بدانی که به چندین هنر آراستهام
- شَرمَم از خرقهٔ آلودهٔ خود میآید که بر او وصله به صد شُعبده پیراستهام
- خوش بسوز از غَمَش ای شمع که اینک من نیز هم بدین کار کمربسته و برخاستهام
- با چُنین حیرتم از دست بِشُد صرفهٔ کار در غم افزودهام آنچ از دل و جان کاستهام
- همچو حافظ به خرابات رَوَم جامه قبا بو که در بَر کَشَد آن دلبرِ نوخاستهام
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولعاشقِ رویِ جوانی خوشِ نوخاستهام
وز خدا دولتِ این غم به دعا خواستهام
مقطع؛ بیت پایانیهمچو حافظ به خرابات رَوَم جامه قبا
بو که در بَر کَشَد آن دلبرِ نوخاستهام
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۶
- مصراع
- ۱۲
- واژه
- ۱۰۰
- واژه یکتا
- ۷۲
- نویسه بدون فاصله
- ۳۱۷
- بلندترین مصراع
- ۴۰ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
عاشق (۲)، دلبر (۱)
دعا (۱)، خدا (۱)
خرقه (۱)
واژهنامه همین غزل
- رند
- در زبان کلاسیک، آزاداندیشی که به ظاهرسازی اعتنا ندارد.
- خرقه
- جامه پشمین یا لباس ویژه صوفیان.
- خرابات
- در کاربرد لغوی، میخانه؛ واژهای پرتکرار در شعر عرفانی.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۳۱۱ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.