متن کامل غزل شمارهٔ ۲۸۳
- سحر ز هاتفِ غیبم رسید مژده به گوش که دورِ شاهشجاع است، مِی دلیر بنوش
- شد آن که اهلِ نظر بر کناره میرفتند هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش
- به صوتِ چنگ بگوییم آن حکایتها که از نهفتنِ آن دیگِ سینه میزد جوش
- شرابِ خانگیِ ترسِ محتسبخورده به رویِ یار بنوشیم و بانگِ نوشانوش
- ز کویِ میکده دوشش به دوش میبُردند امامِ شهر که سجاده میکشید به دوش
- دلا! دلالتِ خیرت کنم به راهِ نجات مکن به فسق مباهات و زهد هم مَفُروش
- محلِ نورِ تَجَلّیست رایِ انور شاه چو قربِ او طلبی در صفایِ نیّت کوش
- به جز ثنایِ جلالش مساز وِردِ ضمیر که هست گوشِ دلش محرمِ پیامِ سروش
- رموزِ مصلحتِ مُلک خسروان دانند گدایِ گوشهنشینی تو حافظا مَخروش
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولسحر ز هاتفِ غیبم رسید مژده به گوش
که دورِ شاهشجاع است، مِی دلیر بنوش
مقطع؛ بیت پایانیرموزِ مصلحتِ مُلک خسروان دانند
گدایِ گوشهنشینی تو حافظا مَخروش
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۹
- مصراع
- ۱۸
- واژه
- ۱۳۲
- واژه یکتا
- ۱۰۸
- نویسه بدون فاصله
- ۴۳۶
- بلندترین مصراع
- ۳۵ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
شراب (۱)، میکده (۱)
زهد (۱)، محتسب (۱)
شاه (۲)
چنگ (۱)
راه (۱)
سحر (۱)
یار (۱)
واژهنامه همین غزل
- محتسب
- مامور نظارت بر نظم عمومی و اجرای احکام اجتماعی در شهرهای قدیم.
- میکده
- هممعنای میخانه در زبان شعر.
- کوی
- محله، گذر یا جایگاه اقامت.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۲۸۳ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.