متن کامل غزل شمارهٔ ۲۵۰
- روی بِنْمای و وجودِ خودم از یاد بِبَر خَرمنِ سوختگان را همه گو باد بِبَر
- ما چو دادیم دل و دیده به طوفانِ بلا گو «بیا سیلِ غم و خانه ز بنیاد بِبَر»
- زلفِ چون عَنبَرِ خامَش که ببوید؟ هیهات ای دلِ خامطمع! این سخن از یاد بِبَر
- سینه گو «شعلهٔ آتشکدهٔ فارس بِکُش» دیده گو «آبِ رخِ دجلهٔ بغداد بِبَر»
- دولتِ پیرِ مُغان باد که باقی سهل است دیگری گو «برو و نامِ من از یاد بِبَر»
- سعینابرده در این راه به جایی نرسی مزد اگر میطلبی، طاعتِ استاد بِبَر
- روزِ مرگم نفسی وعدهٔ دیدار بده وآن گَهَم تا به لَحَد فارغ و آزاد بِبَر
- دوش میگفت «به مژگانِ درازت بِکُشم» یا رب از خاطرش اندیشهٔ بیداد بِبَر
- حافظ اندیشه کن از نازکیِ خاطرِ یار برو از دَرگَهَش این ناله و فریاد بِبَر
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولروی بِنْمای و وجودِ خودم از یاد بِبَر
خَرمنِ سوختگان را همه گو باد بِبَر
مقطع؛ بیت پایانیحافظ اندیشه کن از نازکیِ خاطرِ یار
برو از دَرگَهَش این ناله و فریاد بِبَر
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۹
- مصراع
- ۱۸
- واژه
- ۱۳۸
- واژه یکتا
- ۱۰۱
- نویسه بدون فاصله
- ۴۴۴
- بلندترین مصراع
- ۳۹ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
دیده (۲)، مژگان (۱)
باد (۲)
یا رب (۱)
دیدار (۱)
راه (۱)
یار (۱)
واژهنامه همین غزل
- پیر مغان
- پیر و پیشوای مغان؛ ترکیبی رایج در زبان غزل حافظ.
- مغان
- جمع مغ؛ روحانیان آیین زرتشتی در کاربرد تاریخی واژه.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۲۵۰ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.