متن کامل غزل شمارهٔ ۲۱۲
- یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود وز لبِ ساقی شرابم در مَذاق افتاده بود
- از سرِ مستی دگر با شاهدِ عهدِ شباب رجعتی میخواستم لیکن طلاق افتاده بود
- در مقاماتِ طریقت هر کجا کردیم سِیر عافیت را با نظربازی فِراق افتاده بود
- ساقیا جامِ دَمادَم ده که در سِیرِ طریق هر که عاشقوَش نیامد در نفاق افتاده بود
- ای مُعَبِّر مژدهای فرما که دوشم آفتاب در شکرخوابِ صبوحی هم وثاق افتاده بود
- نقش میبستم که گیرم گوشهای زان چشمِ مست طاقت و صبر از خَمِ ابروش طاق افتاده بود
- گر نکردی نصرتِ دین، شاه یحیی، از کَرَم کار مُلک و دین ز نظم و اِتِّساق افتاده بود
- حافظ آن ساعت که این نظمِ پریشان مینوشت طایرِ فکرش به دامِ اشتیاق افتاده بود
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولیک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود
وز لبِ ساقی شرابم در مَذاق افتاده بود
مقطع؛ بیت پایانیحافظ آن ساعت که این نظمِ پریشان مینوشت
طایرِ فکرش به دامِ اشتیاق افتاده بود
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۸
- مصراع
- ۱۶
- واژه
- ۱۳۰
- واژه یکتا
- ۹۳
- نویسه بدون فاصله
- ۴۵۰
- بلندترین مصراع
- ۴۲ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
ساقی (۱)، جام (۱)، خم (۱)
فراق (۱)
شاه (۱)
عاشق (۱)
چشم (۱)
واژهنامه همین غزل
- ساقی
- جامگردان و کسی که نوشیدنی در مجلس میگرداند.
- شاهد
- در فارسی کلاسیک، زیبارو یا محبوب؛ معنای دقیق با بافت بیت روشن میشود.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۲۱۲ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.