متن کامل غزل شمارهٔ ۲۰۲
- بُوَد آیا که درِ میکدهها بگشایند؟ گره از کارِ فروبستهٔ ما بگشایند؟
- اگر از بهرِ دلِ زاهدِ خودبین بستند دل قوی دار که از بهرِ خدا بگشایند
- به صفایِ دلِ رندانِ صَبوحیزدگان بس درِ بسته به مِفْتاحِ دعا بگشایند
- نامهٔ تَعزیَتِ دختر رَز بِنْویسید تا همه مُغبَچِگان زلفِ دوتا بگشایند
- گیسوی چنگ بِبُرّید به مرگِ مِیِ ناب تا حریفان همه خون از مژهها بگشایند
- درِ میخانه ببستند خدایا مپسند که درِ خانهٔ تزویر و ریا بگشایند
- حافظ این خرقه که داری تو ببینی فردا که چه زُنّار ز زیرش به دَغا بگشایند
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولبُوَد آیا که درِ میکدهها بگشایند؟
گره از کارِ فروبستهٔ ما بگشایند؟
مقطع؛ بیت پایانیحافظ این خرقه که داری تو ببینی فردا
که چه زُنّار ز زیرش به دَغا بگشایند
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۷
- مصراع
- ۱۴
- واژه
- ۹۵
- واژه یکتا
- ۶۹
- نویسه بدون فاصله
- ۳۴۶
- بلندترین مصراع
- ۳۵ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
زاهد (۱)، خرقه (۱)، ریا (۱)
میخانه (۱)، میکده (۱)
دعا (۱)، خدا (۱)
چنگ (۱)
واژهنامه همین غزل
- خرقه
- جامه پشمین یا لباس ویژه صوفیان.
- زاهد
- کسی که از لذتهای دنیوی پرهیز میکند.
- میخانه
- جای نوشیدن یا فروش شراب در کاربرد لغوی.
- میکده
- هممعنای میخانه در زبان شعر.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۲۰۲ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.