رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره ۱۷۷ حافظ

نه هر که چهره برافروخت دلبری داند

متن کامل غزل شمارهٔ ۱۷۷

۱۰ بیت · منبع نسخه دیجیتال: گنجور

غزل شمارهٔ ۱۷۷

نسخه گنجور
  1. نه هر که چهره برافروخت دلبری داند نه هر که آینه سازد سِکندری داند
  2. نه هر که طَرْفِ کُلَه کج نهاد و تُند نشست کلاه‌داری و آیینِ سروری داند
  3. تو بندگی چو گدایان به شرطِ مزد مکن که دوست، خود روشِ بنده‌پروری داند
  4. غلامِ همّتِ آن رندِ عافیت‌سوزم که در گداصفتی کیمیاگری داند
  5. وفا و عهد نکو باشد ار بیاموزی وگر نه هر که تو بینی ستمگری داند
  6. بباختم دلِ دیوانه و ندانستم که آدمی‌بچه‌ای، شیوهٔ پری داند
  7. هزار نکتهٔ باریک‌تر ز مو این جاست نه هر که سر بتراشد قلندری داند
  8. مدارِ نقطهٔ بینش ز خالِ توست مرا که قدرِ گوهرِ یک‌دانه جوهری داند
  9. به قَدّ و چهره هر آن کس که شاهِ خوبان شد جهان بگیرد اگر دادگستری داند
  10. ز شعرِ دلکَشِ حافظ کسی بُوَد آگاه که لطفِ طبع و سخن گفتنِ دَری داند

مطلع و مقطع غزل

مطلع؛ بیت اول

نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
نه هر که آینه سازد سِکندری داند

مقطع؛ بیت پایانی

ز شعرِ دلکَشِ حافظ کسی بُوَد آگاه
که لطفِ طبع و سخن گفتنِ دَری داند

آمار دقیق همین متن

این عددها از متن بالا محاسبه شده‌اند؛ نشانه‌گذاری و فاصله‌ها در شمارش واژه‌ها یکدست شده‌اند.

بیت
۱۰
مصراع
۲۰
واژه
۱۴۳
واژه یکتا
۱۰۳
نویسه بدون فاصله
۴۷۸
بلندترین مصراع
۴۱ نویسه

واژه‌های برجسته در همین غزل

گروه‌ها فقط با تطبیق مستقیم واژه‌ها ساخته شده‌اند. حضور یک واژه، به‌تنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمی‌کند.

شاه و دربار

شاه (۱)

واژه‌نامه همین غزل

رند
در زبان کلاسیک، آزاداندیشی که به ظاهر‌سازی اعتنا ندارد.

منبع متن

متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۱۷۷ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.

پیشخوانک