متن کامل غزل شمارهٔ ۱۶
- خَمی که ابرویِ شوخِ تو در کمان انداخت به قصد جانِ منِ زارِ ناتوان انداخت
- نبود نقش دو عالَم، که رنگ الفت بود زمانه طرح محبّت، نه این زمان انداخت
- به یک کرشمه که نرگس به خودفروشی کرد فریبِ چشمِ تو صد فتنه در جهان انداخت
- شرابخورده و خِویکرده میرَوی به چمن که آبِ روی تو آتش در ارغوان انداخت
- به بزمگاهِ چمن، دوش، مست، بگذشتم چو از دهانِ تواَم غنچه در گُمان انداخت
- بنفشه طُرِّهٔ مفتول خود گره میزد صبا حکایتِ زلفِ تو در میان انداخت
- ز شَرمِ آن که به روی تو نسبتش کردم سمن به دستِ صبا، خاک در دهان انداخت
- من از ورع، مِی و مطرب ندیدمی زین پیش هوای مغبچگانم در این و آن انداخت
- کنون به آبِ میِ لعل، خرقه میشویَم نصیبهٔ ازل از خود نمیتوان انداخت
- مگر گشایشِ حافظ در این خرابی بود که بخششِ ازلش، در میِ مغان انداخت
- جهان به کامِ من اکنون شود که دورِ زمان مرا به بندگیِ خواجهٔ جهان انداخت
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولخَمی که ابرویِ شوخِ تو در کمان انداخت
به قصد جانِ منِ زارِ ناتوان انداخت
مقطع؛ بیت پایانیجهان به کامِ من اکنون شود که دورِ زمان
مرا به بندگیِ خواجهٔ جهان انداخت
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۱۱
- مصراع
- ۲۲
- واژه
- ۱۶۸
- واژه یکتا
- ۱۰۵
- نویسه بدون فاصله
- ۵۶۴
- بلندترین مصراع
- ۳۸ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
چمن (۲)، نرگس (۱)، غنچه (۱)
صبا (۲)
مطرب (۱)
شراب (۱)
خرقه (۱)
چشم (۱)
واژهنامه همین غزل
- صبا (۲ بار)
- باد ملایم و خوش صبحگاهی.
- طره
- دسته موی آویخته بر پیشانی یا کنار چهره.
- مغان
- جمع مغ؛ روحانیان آیین زرتشتی در کاربرد تاریخی واژه.
- خرقه
- جامه پشمین یا لباس ویژه صوفیان.
- مطرب
- نوازنده یا خواننده مجلس.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۱۶ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.