متن کامل غزل شمارهٔ ۱۴
- گفتم ای سلطانِ خوبان رحم کن بر این غریب گفت در دنبالِ دل، رَه گُم کُنَد مسکین غریب
- گفتمش مَگذر زمانی، گفت معذورم بدار خانه پروردی چه تاب آرد غم چندین غریب
- خفته بر سنجابِ شاهی نازنینی را چه غم؟ گر ز خار و خاره سازد بستر و بالین غریب
- ای که در زنجیرِ زلفت جایِ چندین آشناست خوش فتاد آن خالِ مشکین بر رخِ رنگین غریب
- مینماید عکسِ مِی، در رنگِ رویِ مَه وَشَت همچو برگِ ارغوان بر صفحهٔ نسرین، غریب
- بس غریب افتاده است آن مور خَط، گِردِ رُخَت گرچه نَبوَد در نگارستان، خطِ مشکین غریب
- گفتم ای شامِ غریبان طُرِّهٔ شبرنگِ تو در سحرگاهان حذر کن چون بنالد این غریب
- گفت حافظ آشنایان در مقامِ حیرتند دور نَبوَد گر نشیند خسته و مسکین غریب
حرکت در دیوان
مطلع و مقطع غزل
مطلع؛ بیت اولگفتم ای سلطانِ خوبان رحم کن بر این غریب
گفت در دنبالِ دل، رَه گُم کُنَد مسکین غریب
مقطع؛ بیت پایانیگفت حافظ آشنایان در مقامِ حیرتند
دور نَبوَد گر نشیند خسته و مسکین غریب
آمار دقیق همین متن
این عددها از متن بالا محاسبه شدهاند؛ نشانهگذاری و فاصلهها در شمارش واژهها یکدست شدهاند.
- بیت
- ۸
- مصراع
- ۱۶
- واژه
- ۱۲۸
- واژه یکتا
- ۹۲
- نویسه بدون فاصله
- ۴۴۹
- بلندترین مصراع
- ۴۲ نویسه
واژههای برجسته در همین غزل
گروهها فقط با تطبیق مستقیم واژهها ساخته شدهاند. حضور یک واژه، بهتنهایی معنای غزل یا نتیجه فال را مشخص نمیکند.
سلطان (۱)
شام (۱)
واژهنامه همین غزل
- طره
- دسته موی آویخته بر پیشانی یا کنار چهره.
منبع متن
متن این صفحه از نسخه دیجیتال غزل شمارهٔ ۱۴ در گنجور خوانده شده است. شعر حافظ در مالکیت عمومی است؛ پیوند منبع برای مقایسه نسخه و ارجاع مستقیم کنار متن آمده است.